Dance of Lines | Photo Collection 2

[ngg src=”galleries” ids=”2″ display=”basic_imagebrowser”]

Lines are always one of the elements that catch my eye. The combination of the lines that exist in nature (the result of living nature) and the lines that have been created by the hard and cold man-made (lifeless lines) creates a contradiction, and the meaning that results from this union. , Means a lot to me. A meaning that, perhaps, by “thinking” over these contradictions, can help to find a deeper and more important meaning, which man has been looking for for years. In particular, one can point to the accompaniment of vertical and horizontal lines, which is introduced in the frame of an image, showing the existential contradiction of human beings who in the moment of their lives are constantly struggling between hope and despair regarding the fate of this short journey. Is.

In the second set of ” Lines Dance “, I tried to examine the effect of another element (color) on the message of the photo. In this collection, the color of the sunset (in my opinion) can help to intensify the atmosphere governing the accompaniment of these contradictions (the statement of the first collection), and even more pronounced, when it exaggerated this element in itself. Creating an exaggerated atmosphere creates imagination and creates an illusion in the audience. Now let’s put all the elements together, an exaggerated and intensified space of yellow sunset light – which weighs heavily on the four corners of the image, especially the center of the image – next to the lines (especially the play of vertical and horizontal lines) and What is the result of living and inanimate lines? Is it anything but human life?

Mohsen Ebrahimizadeh Ghahrood

Mohsen's bookshelf: read

خرمگس
it was amazing
tagged: fiction
کالیگولا
really liked it
tagged: fiction
بیگانه
it was amazing
tagged: fiction
چاه بابل
really liked it
tagged: fiction
Harvey
liked it
tagged: plays
The Blind Owl
it was amazing
tagged: fiction
ناتور دشت
it was amazing
tagged: fiction
من او
really liked it
tagged: fiction
کیمیاگر
it was ok
tagged: fiction
مسخ
really liked it
tagged: fiction
آهستگی
it was amazing
tagged: fiction
ایوانف
liked it
tagged: plays
The Little Prince
it was amazing
ناگهان قطار سریع السیری که به طرز خیره کننده ای روشن بود,ومانند تندر نعره می کشید ,اتاق سوزن بانی را درهنگام عبور خود به لرزش افکند. شازده کوچولو گفت:انها در شتاب فراوان به سر میبرند .دنبال چه چیزی اند؟ مردسوزنبان گفت: راننده ی لوکوموتیو...
tagged: fiction
The Fall
it was amazing
tagged: fiction
طاعون
really liked it
tagged: fiction
کوری
really liked it
tagged: fiction
جزء از کل
it was amazing
آن بالا تنفسش بهتر شد. هوای اقیانوس آرام به او ساخت . تحرک وسیع اقیانوس آرامش کرد.خب،دست کم دوست دارم اینجور فکر کنم. آخرین لحظاتشص را میگذراند و دوست دارم فکر کنم در پایان به این نتیجه رسید که بی اهمیتی کیهانی اش چیز تو هین‌آمیزی نییت، ...
tagged: fiction
میرا
really liked it
پسر کوچکی را دیدم که در خانه میدوید. لخت بود و دکتری دنبالش کرده بود. بچه می ترسید, در سر راهش به مبل ها میخورد و ان هارا می انداخت. بالاخره, خودش را به دیوار شیشه ای رساند و از میانش رد شد. دوان دوان به "دشت سیاه " رفت, ولی بدنش قرمز بو...
tagged: fiction
اعتراف من
really liked it
tagged: fiction
یوزپلنگانی که با من دویده‌اند
it was amazing
همیشه فکر می کردم داستان کوتاه هیچوخت نمی تونه به پای رمان برسه به دلایل مختلف وای با خوندن این کتاب فهمیدم که نویسنده هایی هستن که می تونن رمان هارو دونه دونه پشت سر بزارن و به راحتی ازشون بالا بزنن. واقعن نجدی عالی نوشته بود.
tagged: fiction
کمدی سیاه
really liked it
tagged: plays
عطر سنبل عطر کاج
داستان درباره خانواده ی فیروزه است که پدرش که کارمند شرکت نفت بوده تو جوونی بورسیه ای دریافت میکنه که با اون سریع به امریکا میره و اتفاقایی که بر سر فیروزه میاد از بازه زمانی بچگی هاش حدود 4 سال تا بچه داریهاش رو بازگو میکنه. کتاب دوسال...
tagged: fiction
Le sumo qui ne pouvait pas grossir
liked it
"من يه مرد تنومند رو در وجود تو ميبينم" داستان درباره بچه پانزده ساله ايست كه در هياهوي شهر پرجمعيت توكيو به دست فروشي و فروش آت و اشغال هايي اوقات خود را مي گذراند. شومينتسويي كه هر روز به ديدن او مي آيد و جمله "من يه مرد تنومند رو در و...
tagged: fiction
ژاک و اربابش
it was amazing
داستان درباره ی سه شخص است که هر سه ماجرای خیانت معشوقهایشان را درطول نمایش تعریف میکنند .کل نمایش در مکان خالی از وسایل‌که شامل دو طبقه است و نمایش حاوی دو زمان است ، گذشته و حال که گذشته در بالای صحنه و بالاتر و حال در پایین صحنه و پای...
tagged: plays
دوزخ
really liked it
tagged: plays
آخر بازی
liked it
tagged: plays
فلسفه کامو
really liked it
tagged: philosophy
۱۹۸۴
really liked it
tagged: fiction
هویت
liked it
tagged: fiction
Les Justes
really liked it
tagged: plays
کتاب کوچک کارگردانان (۷): کریشتف کیشلوفسکی
liked it
خيلي متاسفم كه كتاب به اين خوبي رو بايد يك مترجمي ترجمه كنه كه حتي صحنه ي بوسيدن دو زوج رو سانسور كنه ديگه بقيش كه هيچي . به نظرم كتاب خودش ٤ ستاره رو داشت ولي به دليل ترجمه به شدت افتضاح مترجم و سانسور بيش از اندازه ٣ ستاره هم زياده .
tagged: cinema
سه خواهر
liked it
tagged: plays
مگس‌ها
tagged: plays
رنگ در عکاسی
really liked it
tagged: photography
یرما
really liked it
tagged: plays
The American Dream
really liked it
tagged: plays
The Sandbox
really liked it
tagged: plays
All My Sons
really liked it
tagged: plays
شیطان
liked it
tagged: non-fiction

goodreads.com

Mohsen's bookshelf: currently-reading

Existentialist Cinema
tagged: currently-reading

goodreads.com

Leave a Reply

Your email address will not be published.

Related Posts